تاريخچه پول و بانك

       بخش اول : پيدايش پول 1- كالا، واسطه مبادله:

در جوامع نخستين تحصيل انواع كالاهاي توليد شده جهت مصرف از طريق تعويض و مبادله دو كالا امكان پذير بود و اين مبادله مشكلات بسياري بهمراه داشت از جمله :

الف- امكان نعيين ارزش كالا بر اساس قبول واحد معيني كه مورد تعيين طرفين باشد بود.

ب- يافتن طرفين مبادله دو كالا( مثلا گوسفند و گندم ) كه هر دو نياز به كالاي عرضه شده طرف ديگر داشته و آماده مبادله باشند چندان آسان نبود.

بشر در ابتدا براي حل چنين مشكلاتي اشياء و يا كالاهايي را به عنوان واسطه مبادلات به جهت سهولت داد و ستد انتخاب كرد و انتخاب آن بستگي به نوع و فراواني آن شيء يا واسطه در آن محدوده يا شهر داشت مثل صدف در سواحل دريا و گوسفند و گاو در نواحي كوهستاني و معتدل در همان زمان هم براي حفظ مقدار عددي مبادلات يا نتيجه معاملات از ريسمان هاي گره دار با چوبخط بهره مي جستند .

گرچه با انتخاب كالاهاي واسطه دو اشكال اساسي فوق ظاهرا حل شده بود اما گاهي كالاي واسطه نيزبه علت غير قابل تقسيم بودن مانع انجام معاملات كوچك مي گرديد و يا به علت حجم زياد و ارزش كم نقش اساسي را كه ذخيره كالاي واسطه تا زمان احتياج به معامله باشد غير ممكن مي ساخت و در بعضي مواقع نگهداري كالا بع علت فساد پذيري امكان نداشت .

2- مسكوك فلزي :

تنوع توليد و لزوم رفع نياز بشر از توليدات مختلف در سير گسترش اقتصاد كشورها موجب پيدايش دو كالاي اقتصادي با ثبات ارزش نسبي كه مورد قبول عامه باشد و اين دو كالا ي فلزي طلا و نقره بود .

پس از آنكه فلزات قيمتي ( طلا و نقره) كشف شد و مزايا وجوه تمايز آنها نسبت به كالاهاي ديگربه ويژه مثل آهن ومس و مفرغ شناخته شد، جايگزين وسايل مبادلاتي قبلي كه فاقد خصوصيات فيزيكي طلا و نقره ( وفورتوليد بودند ) شدند و بعنوان « پول» مورد استفاده قرار گرفتند. با گذشت زمان مسئولان امور در جوامع مختلف براي رونق دادو ستد و توسعه تجارت نسبت به ضرب سكه هاي طلا و نقره اقدام نمودند . براي انجام اين كار ، شمش هاي طلا ونقره را به سكه هاي كوچك ومتنوع تبديل و سپس آنها را به مهر خود ممهور و در قلمرو جغرافيايي خويش رايج ساختند.

بطوريكه مورخان مي گويند اختراع سكه از سده هفتم پيش از ميلاد مسيح در كشور ليدي پا گرفته ، ولي در اكتشافاتي كه اخيرا در كشور هندوستان شده مسكوكاتي بدست آمده كه ظاهرا مربوط به پنج هزار سال قبل است ( سه هزار سال قبل از ميلاد)پيش از روي كار آمدن هخامنشيان و سقوط كشور ليدي ، ايرانيان از اختراع پول و رواج ان در خاك همسايه خود اگاهي داشته اند زيرا پس از فتح ليدي به دست كورش كه اين سرزمين نيز در قلمرو حكومت هخامنشيان درآمددر اكروسارس پايتخت ليدي كارگاه سكه زني ( ضرابخانه ) وجود داشته است .

اولين سكه اي كه در ايران رواج يافت ، در زمان داريوش اول ( 516ق.م )ضرب شد و نام آن دريك بود.

3- پول كاغذي :

نشر پول كاغذي در دوران پيشين به صور مختلف وجود داشته كه در زمانها و مكانهاي گوناگون داراي نقش و وظايف محدود و خاصي بوده است . مثلا در روم قبل از ميلاد ، صرافها اسناد كاغذي ( دست نوشته هايي ) در اختيار مشتريان خود مي گُذاردنديا به اشخاصي كه مسكوكات ( فلزات قيمتي ) خود را پيش انها به امانت مي گذاشتند ، سندي بعنوان« قبض رسيد» مي دادند. اين اسناد كه به همين عنوان « قبض رسيد» معروف بودند، به اعتبار صراف صادر كننده در بازار دست به دست مي گشتند و عملا وظايف پول مسكوك ورايج آن زمان را انجام مي دادند.

اين رويه پايه گذار سيستم پول كاغذي به اسكناس شد كه از بدو انتشار رابطه ثابتي بين ارزش اسكناس معاملاتي با طلا و نقره برقرار ساخت و قانونمند گرديد و از قرن نوزدهم ، در چاچوب مقررات و قوانين پولي و بانكي هر كشور و تحت عنوان پول قانوني ، رايج و در اقتصاد و سرمايه داري متداول و مطرح شد .

شايد اختراع پول يكي از كشفيات شگرف و بي نظيري باشد كه بشر توانست مشكلات موجود در مبادله كالاها و خدمات را به كلي بر طرف سازد .

تعريف پول:

ارسطو: پول واسطه مبادله ، واحد ارزش و ذخيره ارزشهاست ( سه وظيفه پول )

علماي كلاسيك: پول كالايي است كه واسطه معاملات و معيار و مقياس ارزشها مي باشد.

برخي ديگر: معتقد بودند پول آن چيزي است كه قانون مي گويد « پول » است . ما مي دانيم كه در قانون سخني از تعريف پول نيست در آن « واحد قانوني پول » تشريح شده است .

ژان مارشال : پول وسيله مبادله و حفظ ونگهداري ارزشهاي اقتصادي است .

بانكداري

مقدمه :

آغازگر حرفه بانكداري در جهان ، صرافاني بودند كه با تعيين عيار فلزات قيمتي موجب سهولت مبادله آنها با كالاها شده و با جلب اعتماد مردم و صدور اسناد تعهد توانستند امانت دار اموال تجاري شوند كه تداوم تجارت آنان به ياري و حمايت همان صرافان امكان پذير شد .

تاريخچه پيدايش بانكداري

1-     در دوره قديم (از......تا قرن پنج ميلادي )

الف بابل : در امپراطوري بابل معاملات بانكي به شيوه ابتدايي ان رواج داشت و حتي بر روي ستوني كه قوانين حمورايي حك شده ، مقرراتي براي دادن وام و قبول سپرده هاي تجارتي ذكر و دستوراتي درباره سرمايه گذاري نوشته شده است .

ب- يونان : در كشور خدايان و ارباب انواع ، علاوه بر بانكهاي خصوصي بعضي از معابد هم از جمله معبد دلفي در شهر افسن بكار صرافي اشتغال داشتند ، سپرده هاي مردم را پذيرفته به اشخاص يا شهرها وام اعطا مي كردند و بعلت تداوم جنگهاي داخلي ، معابد امن ترين محل براي نگاهداري و حفلظت اموال گرانبها و پر ارزش به شمار مي رفتند . سود قابل توجه معابد ، رقابت افراد را برانگخت تا با جلب توجه و اعتماد عامه ، بانكداران خصوصي شروع به كار نمايند و آنها توانستند در كمترين مدت فعاليت خود را از قرض دادن وجوه خود ا سپرده هاي ديگران ، بيشتر به خدمات بانكي بپردازند بطوريكه توسعه آنها موجب شد كه مقررات خاصي ناظر بر روابط مردم و بانكدارها تنظيم و به اجرا گذاشته شود.

پ- ايران : قبل از دوره هخامنشي ، بانكداري به طرز ابتدايي مرسوم ولي در انحصار معابد و شاهزادگان بود و در زمان هخامنشيان بازرگاني رونق يافت و پول و مسكوك رواج گرفت .

ت- رم : در اوايل بر پايي دولت رم ، در يافت ماليات از مردم شهرها به شكل مقاطعه به اشخاص واگذار مي شد ، اين افراد با بهره گيري از تمكن مالي خود غالبا به شهرها و موسسات دولتي وان داده و با موقعيت جغرافيايي كه شهر رم از نظر تجارتي داشت كم كم به فعاليت پولي و مالي پرداخته و پايه گذار عملياتي شدند كه از بيشتر جهات مشابه عمليات بانك هاي تجاري امروز بود .

ث چين : شش قرن پيش از ميلاد در كشور چين نيز بنوعي بانكداري رواج داشته كه با اختراع كاغذ و بكارگيري آن در عمليات بانكداري ، اهميتي به سزا يافت و همين كشف بود كه براي اولين بار تهيه اسناد، تنظيم محاسبات و نگاهداري حسابها و نقل و انتقال اسناد را به صورتي ارزان و ساده در كشورهاي راقيه مقدور نوده و چاپ و نشر اسكناس را ممكن ساخت .

2- در قرون وسطي ( از قرن پنجم تا پانزدهم ميلادي )

در قرون وسطي بانكداري و تجارت به مفهوم آنجه در يونان و امپراطوري رم رواج داشت عملا از بين رفت و پس از سقوط رم يك سير قهقرايي در عملات بانكي و ساير مظاهر تمدن بشري پيدا شد پيش از اين تاريخ ، عرف بانكداري با انجام برخي عمليات صرافي و بانكي توسط اقوام مختلف بويژه يهوديان كه با بهره گيري از شرايط زمان تام با استعدا ذاتي و مالي ، بيشتر به فعاليت هاي صرافي و بانكي پرداخته بود ، حيات تازه اي يافت و مي رفت تا با روش بانكداري به توسعه تجارت استحكام بخشد .

ولي با مخالفت و تعصب شديد مقامات كليسا عليه در يافت ربح از افراد و با وجود منبع مشروط آن در دين يهود ، اين فعاليت تقريبا محدود گرديد تنها در برخي از مراكز شهرستانها به طور انحصاري كار صرافي در اختيار اين قوم قرار گرفت زيرا در دين يهود منبع دريافت بهره منحصرا به منبع دريافت آن از هم كيشان يهودي تفسير و تعبير شد ، بنابراين عمليات صرافي و بخصوص ديافت بهره در مقابل پرداخت وام به افراد غير يهودي بلامانع و موجب رواج حرفه صرافي گرديد .

در طول مدت 200سال جنگ و خونريزي و وجود تضاد فرهنگي بين مردم شرق و غرب ، موجب آشنايي غريبان با فرهنگ شرق گرديد و اين رخداد خونين تاريخي راهي براي آگاهي مردم غرب از توليدات شرقي و كمك به برقراري روابط تجاري بين شرق و غرب شد.

2-     در دوره رنسانس ( از قزن پانزدهم تا سال 1921)

دوره جديد با پيشرفت تدريجي تجارت و دادو ستد در سواحل درياي مديترانه بويژه در شهرهاي ونيز و فلورانس شروع شد كه با كشف آمريكا و دستيابي به راههاي دريايي جديد و استقرار روابط بازرگاني بين شرق و غرب ، كم كم دامنه فعاليت هاي اقتصادي از سواحل درياي مديترانه به كشورهاي اقيانوس اطلس مانند فرانسه ، اسپانيا ، پرتقال و انگليس گسترش پيدا كرد. اين پيشرفت توا با استفاده روز افزون از خدمات بانكي و فرايند آن ازديادحرفه بانكداري به ويژه در شهر ونيز بود با ورود طلا و نقره فراوان از آمريكا و پيدايش آثار پولي آن در كشورهاي مختلف اروپايي از يك طرف و رفع ممنوعيت دريافت بهره در آيين مسيح بر اثر فتواي ژان كالون رهبر فرقه كالوينيسم از طرف ديگر به افزايش فعاليت هاي بانكي و تكامل آن در اين دوره كمك شايان نمود.

   

پیدایش وماهیت پول

 

در بازار امروزي مبادله کالا با کالا موجود نيست. در اين بازار پول حاکم است، کالاها به جاي اين که با يكديگر مبادله شوند خريد و فروش مي شوند. هر کسي کالايش را مي فروشد و با پولي که در دست دارد کالاي مورد نيازش را مي خرد. سوالي که پيش مي آيد اين است که چه رابطه اي ميان مبادله کالا با کالا، با بازاري که در آن پول حاکم است وجود دارد. پول چيست؟ از کجا آمده، عوامل دوگانه کالا و تضاد دروني آن درشرايط وجود پول چگونه بروز مي کند؟

پاسخ اين پرسش ها قبل از مارکس به طور دقيقي بررسي نشده بود. اقتصاد دانان بوروژائي نمي توانستند ماهيت و نقش پول را به طور روشني توضيح دهند و با برخورد سطحي احكام نادرستي براي توضيح واقعيت وجود پول اختراع مي کردند. عده اي معتقد بودند که پول تنها يك قرارداد است که ميان خريداران و فروشندگان بسته شده، عده اي مي گفتند پول را دولتها ابداع کرده اند و عده اي ديگر پول را نيز کالائي نظير کالاهاي ديگر مي دانستند و تفاوتي ميان پول و ساير کالاها قائل نبودند. کشف ماهيت پول، چگونگي پيدايش آن و نقشي که در توليد کالائي مبتني بر مالكيت خصوصي ايفا ميکند، مديون مارکس است. مارکس برخلاف اقتصاددانان بورژوائي در پي حدس و توجيه نبود. او در اين زمينه جريان تاريخي روند تكاملي را که به پيدايش پول منجر شده است دنبال مي کند. نتيجه اي که بدست مي آورد علمي، قاطع و راهگشاست. نتيجه بررسي علمي مارکس اين است که پول يك باره پديد نيامده و به اصطلاح ابداع و اختراع اين و يا آن شخص و اين يا آن دولت نيست. پول بر اثر تكامل مبادله و توليد کالائي پديد آمده و اصل نيازمندي آن است. در طول قرنها و قرنها که مبادله کالا جريان داشته، ارزش کالا اشكال گوناگوني به خود گرفته تا اين که شكل پولي ارزش پديد آمده است. اشکال اساسي که ارزش کالا در روند تكامل مبادله بخود گرفته را ميتوان به چهار دسته تقسيم کرد:

الف شكل ساده و يا تصادفي ارزش:

مبادله در آغاز جنبه تصادفي داشت. در اين نوع مبادله هاي تصادفي و تك به تك که منظم و تكرار شونده نبودند ممكن نبود که نسبت جا افتاده اي پديد آيد. چه بسا در يك مبادله مثلا سي من گندم با يك گوسفند مبادله ميشد و در مبادله تصادفي ديگر بيست من گندم با يك گوسفند.

اين حالت ساده و تصادفي شايد در نظر اول چيزي بيان نكند. اما با کمي دقت مي توان در همين معامله دوگانگي کار موجود در کالا را ديد و احساس کرد که در همين حالت تصادفي و ساده نيز ارزش مصرف کالا از ارزش آن جدا مي شود و دو طرف مبادله به دو کالائي که در دست دارند به دو نظر متفاوت مي نگرند. براي صاحب گندم، مقدار گندمي که براي مبادله عرضه کرده ديگر ارزش مصرف نيست. او با اين گندم ديگر به چشم يك ماده غذائي نمي نگرند. در نظر او اين گندم وسيله اي است که توسط آن مي توان گوسفندي بدست آورد و او مي داند که اين وسيله بر اثر کار و زحمت او ساخته شده و از آسمان نيفتاده است. اما براي اين صاحب گندم، گوسفندي که در دست طرف مقابل است ارزش مصرف است. او با اين گوسفند درست به چشم گوسفند نگاه مي کند. مقدار شير و پشم و گوشت آن را تخمين مي زند. به اين ترتيب ارزش مصرف گوسفند براي صاحب گندم همچون آئينه ايست که در آن نتيجه و يا ارزش زحمتي را که براي توليد گندم کشيده است مي بيند. براي دارنده گوسفند مسئله برعكس است. او به ارزش مصرف گوسفندي که براي مبادله عرضه کرده نيازي ندارد. و لذا براي او گوسفند ارزش مصرف نيست، بلكه حاصل زحمت
است وسيله اي است براي دريافت گندمي که به ارزش مصرف آن نياز دارد او در آئينه ارزش مصرف گندمي که تحويل مي گيرد، ارزش کار و زحمت خود را مي بيند.


ب شكل تام و يا گسترش يافته ارزش:

بر اثر تكامل مبادله حالت ساده و تصادفي از ميان مي رود. توليدکنندگان رفته رفته محصول بيشتر و منظم تري بدست مي آورند و بطور منظم تري وارد مبادله مي شوند و هر توليدکننده اي نه تصادفا و نه فقط با يك توليد کننده، بلكه بشكل منظم و يا بسياري از توليدکنندگان روبرو مي شود. توليد کننده گندم اينك تنها با صاحب گوسفند روبرو نيست. او با تعداد زيادي توليد کننده روبرو است و مي تواند گندم خود را نه تنها با گوسفند، بلكه با پارچه، لباس، کفش و انواع ديگر اشياء مبادله کند. به عبارت ديگر در برابر او فقط يك آئينه گذاشته نشده، بلكه او ارزش زحمت خود را در انواع آينه ها مي بيند. در اين حالت گسترده مبادله، جدائي ارزش مصرف از ارزش، يعني جدا شدن خصلت مشخص کار از خصلت مجرد آن آشكارتر است. کالائي در برابر انواع کالاهاي ديگر، با ارزش هاي مصرف کاملا"متفاوت قرار گرفته ومبادله مي شود يعني آنچه که به وجود آورنده امكان مبادله است ارزش مصرف نيست. وجود جوهر واحدي در تمام اين اشياء است. درحالت گسترده، توليد کننده گندم دربرابر گندم خويش نه يك معادل، بلكه انواع معادل ها مي بيند. در برابر بيست من گندم او يك گوسفند، يا چهارجفت کفش و يا بيست متر پارچه و غيره مي دهند و همه اين ها معادل گندم او هستند.


پ شكل عمومي ارزش

حالت گستردگي يافته نيز هنوز شكل کامل بيان ارزش نيست و با توسعه و تكامل روند مبادله غير کافي مي شود. دهقاني که صاحب گندم است و خواستار بدست آوردن کلاه، متوجه مي شودکه صاحب کلاه نيازي به گندم ندارد و دنبال کفش ميگردد و در حاليکه صاحب کفش نيز نيازي به کلاه او ندارد و دنبال پارچه و يا گوسفند مي گردد. براي اين که نياز اين توليد کنندگان برآورده شود. آنان بايد چندين مبادله زنجيره اي همزمان انجام دهند و به نوعي با هم کنار بيايند که پس از چندين مبادله هم زمان، هر توليد کننده اي ارزشي را که در دست دارد تحويل داده و ارزش مصرفي را که مي خواهد بدست آورد. با تكامل مبادله اين دشواري غيرقابل تحمل مي شود. هر توليدکننده اي که وارد بازار مي شود مي کوشد که ابتدا کالاي خود را با آن چنان کالائي مبادله کند که خواستاران بيشتري دارد تا بعد بتواند کالاي جديدي را که بدست آورده و به ارزش مصرف آن نيازي ندارد آسان تر و سر فرصت يا کالاي مورد نيازخويش مبادله نمايد به اين ترتيب در هر بازاري کالاي واسطي پديد مي آيد: کالائي که حكم شكل عمومي معادل را دارد، همه کالاها با آن مقايسه مي شوند.

دارندگان کالاهاي گوناگون حاضرند کالاهاي خود را با آن مبادله کنند ولو اين که مستقيما" به خود آن کالا نيازي نداشته باشند. پيدايش شكل عمومي معادل حاصل تكامل طولاني امر مبادله، تكرار ميليوني مبادله هاست که بر اثر آن حالت تصادفي از ميان رفته و کميت کالاهائي که با يكديگر قابل مبادله اند ارزش برابر دارند بطورعمده شناخته شده تا جايي که کالاي معين باب بازار معين از ساير کالاها جدا شده و توانسته است نقش واسطه را ايفا کند.


ت شكل پولي ارزش

کالاهائي که توانسته اند نقش واسطه يا شكل عمومي ارزش را ايفا کنند در نقاط و زمانهاي مختلف متفاوت بوده اند. در ميان برخي از اقوام حيوانات اهلي و درميان اقوام ديگر دندان فيل و انواع کالاهاي ديگر چنين نقشي داشته اند. پيدايش چنين کالاي واسطي البته کمك بزرگي به گسترش مبادلات است. اما خالي از نقص نيست. زيرا اين کالاهاي واسط هنوز داراي خصوصياتي که مبادله کنندگان را به طور کامل اقناع کند نيستند. مثلا" وقتي حيوانات اهلي نقش واسطه را ايفا مي کردند مشكلاتي در بازار پديد ميآمد. زيرا حيوان قابل تقسيم نيست. درحاليكه دهقاني که گندم خود را به بازار آورده نيازمند چندين کالاي ديگر است و مي خواهد چنان کالاي واسطي بدست آورد که قابل تقسيم باشد: مقداري از آنرا در برابر پارچه، مقداري ديگر را در برابر لباس، مقداري براي کفش . و غيره مبادله کند. بعلاوه نگاهداري و حمل و نقل حيوان اهلي دردسري است توام با خطر و اگر دهقان گندم خود را اين هفته در برابر گوسفند مبادله کند به اين اميد که هفته آينده به بازار برمي گردد تا کالاي مورد نيازش را بدست آورد. بايد مدت يك هفته گوسفند را تر و خشك کند و تازه خطر مرگ احتمالي آن را نيز بپذيرد. ساير کالاهاي واسطه نيز همين نوع اشكالات را دارند. درجريان تكاملي مبادله وقتي انسانها فلزات را کشف کرده و کاربرد آن را آموختند. دريافتند که بهترين کالائي که مي تواند شكل عمومي ارزش را ايفا کند فلز است و البته بهتر و کامل تر از همه، فلزات قيمتي، حسن فلز اين است که تقسيم مي شود بدون اينكه ارزش خود را از دست بدهد. هر تكه فلز به نسبت وزنش ارزش دارد. حمل و نقل و نگاهداري آن آسان است و آنچه مربوط به فلزات قيمتي است علاوه بر همه اينها اين حسن را دارند که با وزن کم ارزش زيادداشته و درمقابل تاثير شيميايي آب و هوا و محيط مقاومند و لذا حمل و نقل و حفظ و نگهداريشان آسان تر است. به اين ترتيب در مرحله اي از تكامل توليد کالائي و مبادله، فلزات رنگين و بطور عمده فلزات قيمتي بعنوان شكل عمومي ارزش پذيرفته ميشوند که اين مقام خود را به طور ثابت تا امروز نيز حفظ کرده اند. فلزات ابتدا مثل ساير کالاها تكه تكه مبادله مي شدند. اما در طول زمان لازم آمد که آنها را به قطعات هم وزن و استانداردي تقسيم کنند و روي هر قطعه، وزن فلز را بنويسند که اين امر به صورت ضرب سكه کامل شد و پول پديد آمد. روي سكه ها اسامي معين گذاشته شد:تومان، ريال، فرانك و و غيره. تحقيقاتي که تاکنون انجام گرفته حاکي از آن است که پول فلزي حدود چهار يا پنج هزار سال پيش پديد آمده و قديمي ترين سكه ها حدود سه هزار سال پيش ضرب شده است. با پيدايش پول، کالاها صاحب قيمت شدند، بدين معنا که ارزش آنها با پول بيان شد.


پيدايش پول در ايران

اطلاعاتي که از ايران باستان بدست آمده نشان ميدهد که توليد کالائي درست با همان خطوط اساسي که در مطالب قبلي توضيح داده شد، گسترش يافته و سپس به پيدايش پول و سكه انجاميده است. در کهن ترين بخش هاي اوستا هنوز اسمي از سكه و پول نيست. در آنجا مزد را با چهار پايان اهلي و ساير کالاها مي سنجند. از جمله در اوستا درباره مزد پزشك گفته مي شود که اگر پزشكي "اتورپان موبد را درمان کند براي يك لآفرين نيك (يعني رايگان)، خانخداي را درمان کند به ارزش پست ترين ستور، دهخداي را درمان کند. به ارزش يك ستور ميانگين، شهربان شهر را درمان کند به ارزش بهترين ستور، شهريار کشور را درمان کند به ارزش يك گردونه چهار اسبه"مزد مي ستاند. در جاي ديگر اوستا گفته مي شود: "بزرگ زاده را درمان کند به ارزش بهترين ستور، بهترين ستور را درمان کند به ارزش ستور ميانگين، ستور ميانگين را درمان کند به ارزش پست ترين ستور، ستور پست ترين را درمان کند به ارزش يك پاره گوشت مزد مي ستاند. در اوستا از اينگونه فقرات که مي رساند مزد کار و داد و ستد با جنس بوده بسيار است. در بخش هاي جديدتر اوستا از رشوه ستاني سخن رفته ولي هنوز اسم سكه نيست. بلكه از قطعه و پاره فلزات سخن مي رود و "پارك ستان" به معناي رشوه خوار مي آيد. به عبارت ديگر معلوم مي شود که بر اثر تكامل توليد و مبادله مرحله اي فرا رسيده که فلزات جاي ستور را در داد و ستد گرفته اند ولي هنوز سكه ضرب نشده بلكه قطعات و پاره هاي فلز واسطه مبادله بوده است. هم اکنون در ترکيه به جاي پول کلمه "پارا" به کار مي برند که همان کلمه "پارك" فارسي است، پس از اين مرحله است که سكه پديد مي آيد، يعني عيار و وزن پاره فلز را به صورت خط و نقش روي آن نقش مي کنند. در ايران پول مسكوك از قرن ششم پيش از ميلاد شناخته شده ولي در آن زمان هنوز در خود ايران سكه ضرب نشده است. سكه ابتدا از کشور همسايه ليديا به ايران آمده و رواج يافته است. کوروش ليديا را فتح کرد، ولي دليلي در دست نيست که به نام خود سكه زده باشد. ظاهرا براي نخستين بار داريوش اول 485-521پيش از ميلاد سومين پادشاه هخامنشي بود که در ايران سكه زد و بر آن شد که پولي به وجود آورد که در همه کشورهاي زير سلطه اش پذيرفته شود. به ويژه در زمان وي به واسطه وجود سكه هاي گوناگون کار داد و ستد در هم و برهم بود و مي بايست سكه اي به وجود آورد که ارزش محلي نداشته، در پهنه شاهنشاهي شناخته شده باشد. داريوش سكه زر زد که نمونه هاي آن به ما رسيده و در نوشته هاي پيشينيان ياد شده است. با اين حال در زمان اريوش و جانشينانش با آن که مسكوك موجود بود چيزهاي ديگر هم به جاي سكه به کار مي رفت و تنها با مرور زمان و گسترش توليد کالائي و داد و ستد بود که پول بر بازار تسلط يافت.

منبع:باشگاه اندیشه

 

تاریخچه پول و بانک

پول
در گذشته دیرین برای تداوم حیات، نیاز هر فرد با تلاش فردی (شکار- تولید و...) تأمین می شد ولی با گذشت زمان هرگز به تولید شخصی قانع نبود و اگر در آن روز بشر نمی توانست با زور هرچه می خواهد به چنگ آورد ناگزیر حاضر می شد از راه معاوضه جنس با جنس (معاوضه مستقیم کالا با کالا) نیازهای عادی زندگی را فراهم کرده و از این راه امرار معاش نماید. در اینگونه داد و ستدهای اولیه (قرنها پیش از میلاد) معاوضه دو کالا با هم بدون تعیین ارزش و معیاری برای سنجش انجام می پذیرفت تا آنکه راه (مبادله غیرمستقیم کالا با کالا) را در پیش گرفت و همین انتخاب موجب پیدایش «پول» گردید.
پیدایش پول مسکوک فلزی:
تنوع تولید و لزوم رفع نیاز بشر از تولیدات مختلف در سیر گسترش اقتصاد کشورها موجب پیدایش دو کالای اقتصادی با ثبات ارزش نسبی که مورد قبول عامه باشد، گردید و این دو کالای فلزی طلا و نقره بود. با گذشت زمان مسئولان امور در جوامع مختلف برای رونق داد و ستد و توسعه تجارت نسبت به ضرب سکه های طلا و نقره اقدام نمودند. برای انجام این کار، شمش های طلا و نقره را به سکه های کوچک و متنوع تبدیل و سپس آنها را به مهر خود ممهور و در قلمرو جغرافیایی خویش رایج ساختند. به طوریکه مورخان می گویند اختراع سکه از سده هفتم پیش از میلاد مسیح در کشور لیدی پا گرفته، ولی در اکتشافاتی که اخیرا در کشور هندوستان شده مسکوکاتی به دست آمده که ظاهرا مربوط به پنج هزار سال قبل است (سه هزار سال پیش از میلاد). اولین سکه ای که در ایران رواج یافت، در زمان داریوش اول (۵۱۶ ق.م) ضرب شد و نام آن دریک بود. هرودوت در مورد ضرب سکه دریک می گوید: «او شاهی بود که از خود یادبودی گذارد که هرگز هیچ شاهی از خود باقی نگذاشته بود.» و سکه دیگری که رواج داشت «شکل» بود که وزن ۶/۵ گرم نقره. همزمان با نقشی که پول فلزی در بازارهای مختلف مبادلات و معاملات پیدا کرد، کار داد و ستد و تجارت را توسعه بخشید و موجب گسترش حرفه صرافی شد. صاحبان این حرف واسطه عملیات پولی بین تجار در داخل و خارج از کشور بودند که عملکردشان مقدمه نشر پول کاغذی و تشکیل بانک های امروزی گردید. نشر پول کاغذی در دوران پیشین به صور مختلف وجود داشته که در زمانها و مکانهای گوناگون دارای نقش و وظایف محدود و خاصی بوده است. این رویه پایه گذار سیستم پول کاغذی به اسکناس شد که از بدو انتشار رابطه ثابتی بین ارزش اسکناس معاملاتی با طلا و نقره برقرار ساخت و قانونمند گردید و از قرن نوزدهم، در چارچوب مقررات و قوانین پولی و بانکی هر کشور و تحت عنوان پول قانونی، رایج و در اقتصاد و سرمایه داری متداول و مطرح شد.
ویژگی های پول
در جملاتی که برای تعریف پول به کار برده شده اکثرا شرح وظایف پول را بر تعریف آن برتر دانسته و حتی مجموع وظایف پول را یک نوع تعریف پول رسمی (قانونی) قلمداد کرده اند. مثلا: ارسطو: پول واسطه مبادله، واحد ارزش و ذخیره ارزشهاست. (سه وظیفه پول) علمای کلاسیک: پول کالایی است که واسطه معاملات و معیار و مقیاس ارزشها می باشد. این دو بیان شامل توصیف کالایی است که واسطه مبادله بوده و دارای ارزش ذاتی است و مشمول وظایفی شده که به عهده دارد. برخی دیگر: معتقدند پول آن چیزی است که قانون می گوید «پول» است. ما می دانیم که در قانون سخنی از تعریف پول نیست بلکه در آن «واحد قانونی پول» تشریح شده است.
بانکداری
آغازگر حرفه بانکداری در جهان، صرافانی بودند که با تعیین عیار فلزات قیمتی موجب سهولت مبادله آنها با کالاها شده و با جلب اعتماد مردم و صدور اسناد تعهد توانستند امانت دار اموال تجاری شوند که تداوم تجارت آنان به یاری و حمایت همان صرافان امکان پذیر شد. اما مبادله کالا و رواج داد و ستد چه در داخل محدوده و چه در خارج از آن نیاز به ابزار پرداختی داشت که در تعیین ارزش و امکان سنجش انواع کالاها و خدمات پذیرفته عموم باشد تا علاوه بر انجام معاملات در وصول مطالبات از مشتریان دور و نزدیک با احتمال وقوع خطرات ناشی از جابجایی فلزات قیمتی موجب به کارگیری روشی شود که فرآیند آن سهولت در عملیات صرافی و کسب وام و حمایت اعتباری به پشتوانه اندوخته صرافان باشد. این سرآغاز حرفه بانکداری و ایجاد مؤسسات بانکی شد. کلمه بانک اصطلاحی است قدیمی که از واژه آلمانی Bank به معنای نوعی شرکت، اخذ و رواج یافته و شاید هم از کلمه Banque فرانسوی و یا Banco ایتالیایی که برای نیمکت صرافان به کار برده می شد، اشتقاق یافته است. به هر حال مؤسسات صرافی آن روزها با همان نام و روش دیرین به تدریج تکامل یافته و بصورت سازمانی فعال درآمدند که با جلب رضایت مردم و رعایت اصول اخلاقی، صداقت و درستکاری، توانستند مرکز کلیه فعالیت های پولی و اعتباری و پایه گذار بانک های امروزی گردند.
آغاز بانکداری در ایران:
قبل از دوره هخامنشی، بانکداری به طرز ابتدایی مرسوم ولی در انحصار معابد و شاهزادگان بود و در زمان هخامنشیان بازرگانی رونق یافت و پول مسکوک رواج گرفت، این آغاز فعالیت بانکها بود که معروفترینشان «مؤسسات پسران موراشو»، «پسران نیپ پورو» و بانک «اجی بی و پسران» بودند که تعلق به مهاجرین یهودی مقیم بابل داشته و به کلیه امور بانکی از قبیل قبول سپرده و اعطای وام و رهن گرفتن املاک می پرداختند و برای خرید و فروش منازل، احشام، غلامان و کشتی های حامل کالا سرمایه گذاری می کردند.
تاریخچه پیدایش بانکداری
۱) در دوره قدیم:
الف) بابل:
در امپراتوری بابل معاملات بانکی به شیوه ابتدایی آن رواج داشت و حتی بر روی ستونی که قوانین حمورایی (ششمین پادشاه بابل جلوس ۱۹۵۵ وفات ۱۹۱۳ سال قبل از میلاد مسیح «ع») حک شده، مقرراتی برای دادن وام و قبول سپرده های تجارتی ذکر و دستوراتی درباره سرمایه گذاری نوشته شده است. در شهر بابل تجارتخانه ها و بانک های بزرگی وجود داشته که دادن تمسک، حواله، برات و نیز دریافت ربح با نرخ ۲۰درصد و حتی در مواردی چهل تا چهل و سه درصد معمول بوده است. معابد این شهر در حدود ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح «ع» به عملیات بانکی محدودی مبادرت می ورزیدند و متصدیان معابد طلا و نقره و اشیای گرانبهایی را که به امانت به منظور نگهداری به آنها سپرده می شد در مقابل وثیقه اموال غیرمنقول و پول به عاریت می دادند. درآمد معابد منحصر به بهره دریافتی نبود مبلغی به عنوان کارمزد حفاظت و نگهداری به معابد پرداخت می گردید. سند قرضه و شرایط آن بر روی لوحه های گلی نقش و سپس پخته و نگاهداری می شد.
ب) یونان:
در کشور خدایان و رب النوعها، علاوه بر بانک های خصوصی بعضی از معابد هم از جمله معبد دلفی در شهر افسن به کار صرافی اشتغال داشتند، سپرده های مردم را پذیرفته و به اشخاص یا شهرها وام اعطا می کردند و به علت تداوم جنگ های داخلی، معابد امن ترین محل برای نگاهداری و حفاظت اموال گرانبها و پرارزش به شمار می رفتند. سود قابل توجه معابد، رقابت افراد را برانگیخت تا با جلب توجه و اعتماد عامه، بانکداران خصوصی شروع به کار نمایند و آنها توانستند در کمترین مدت فعالیت خود را از قرض دادن وجوه خود یا سپرده های دیگران، بیشتر به خدمات بانکی بپردازند به طوری که توسعه آنها موجب شد که مقررات خاصی ناظر بر روابط مردم و بانکدارها تنظیم و به اجرا گذاشته شود.
ت) رم:
در اوایل برپایی دولت رم، دریافت مالیات از مردم شهرها به شکل مقاطعه به اشخاص واگذار می شد، این افراد با بهره گیری از تمکن مالی خود غالبا به شهرها و مؤسسات دولتی وام داده و با موقعیت جغرافیایی که شهر رم از نظر تجارتی داشت کم کم به فعالیت پولی و مالی (تبدیل مسکوک خارجی به مسکوک رایج کشور، قبول سپرده مدت دار با پرداخت بهره، اعطای اعتبار و پرداخت وام های مصرفی و تجارتی با بهره های متفاوت با رهن گرفتن اموال مردم و صدور برات تجاری و غیره) پرداخته و پایه گذار عملیاتی شدند که از بیشتر جهات مشابه عملیات بانک های تجاری امروز بود.
ث- چین: ۶ قرن پیش از میلاد در کشور چین نیز به نوعی بانکداری رواج داشته که با اختراع کاغذ (در حدود ۱۰۵ سال بعد از میلاد) و به کارگیری آن در عملیات بانکداری، اهمیتی به سزا یافت و همین کشف بود که برای اولین بار تهیه اسناد، تنظیم محاسبات و نگاهداری حسابها و نقل و انتقال اسناد را به صورتی ارزان و ساده در کشورهای راقیه مقدور نموده و چاپ و نشر اسکناس را ممکن ساخت.
۲) در قرون وسطی
در قرون وسطی بانکداری و تجارت به مفهوم آنچه در یونان و امپراتوری رم رواج داشت عملاً از بین رفت و پس از سقوط رم یک سیر قهقرایی در عملیات بانکی و سایر مظاهر تمدن بشری پیدا شد پیش از این تاریخ، عرف بانکداری با انجام برخی عملیات صرافی و بانکی توسط اقوام مختلف به ویژه یهودیها که با بهره گیری از شرایط زمان توأم با استعداد ذاتی و مالی، بیشتر به فعالیت های صرافی و بانکی پرداخته بودند، حیات تازه ای یافت و می رفت تا با روش بانکداری به توسعه تجارت استحکام بخشد. ولی با مخالفت و تعصب شدید مقامات کلیسا علیه دریافت ربح از افراد و با وجود منع مشروط آن در دین یهود، این فعالیت تقریباً محدود گردید تنها در برخی از مراکز شهرها به طور انحصاری، کار صرافی در اختیار این قوم قرار گرفت زیرا در دین یهود منع دریافت بهره منحصراً به منع دریافت آن از هم کیشان یهودی تفسیر و تعبیر شد، بنابراین عملیات صرافی و به خصوص دریافت بهره در مقابل پرداخت وام به افراد غیریهودی بلامانع و موجب رواج حرفه صرافی گردید. از طرف دیگر در دوره قرون وسطی (به مدت ده قرن یعنی هزار سال) مخوف ترین و وحشیانه ترین حوادث تاریخی که «جنگ های صلیبی» نامیده شد، جنگ بین مسلمانان (ترکان) و مسیحیان (اروپا) بود که از سال ۱۰۹۵ شروع و به مدت دو قرن تا سال ۱۲۹۱ میلادی ادامه یافت.در طول مدت ۲۰۰ سال جنگ و خونریزی و وجود تضاد فرهنگی بین مردم شرق و غرب، موجب آشنایی غریبان با فرهنگ شرق گردید و این رخداد خونین تاریخی راهی برای آگاهی مردم غرب از تولیدات شرقی و کمک به برقراری روابط تجاری بین شرق و غرب شد.
۳) در دوره رنسانس
دوره جدید با پیشرفت تدریجی تجارت و داد و ستد در سواحل دریای مدیترانه به ویژه در شهرهای ونیز و فلورانس شروع شد که با کشف آمریکا و دستیابی به راه های دریایی جدید و استقرار روابط بازرگانی بین شرق و غرب، کم کم دامنه فعالیت های اقتصادی از سواحل دریای مدیترانه به کشورهای سواحل اقیانوس اطلس مانند فرانسه، اسپانیا، پرتغال و انگلیس گسترش پیدا کرد. این پیشرفت توأم با استفاده روزافزون از خدمات بانکی و فرآیند آن ازدیاد حرفه بانکداری به ویژه در شهر ونیز (سال ۱۵۸۴ بعد از میلاد) بود با وورد طلا و نقره فراوان از آمریکا و پیدایش آثار پولی آن در کشورهای مختلف اروپایی از یک طرف و رفع ممنوعیت دریافت بهره در آیین مسیح بر اثر فتوای ژان کالون رهبر فرقه کالوینیسم از طرف دیگر به افزایش فعالیت های بانکی و تکامل آن در این دوره کمک شایان نمود.

 

 

                

 

 

تاریخچه کامل تکامل پول در ایران

 

 

واژه‌ی پول: پول از کلمه‌ی یونانی گرفته شده و آن سکه‌ای بود برابر یک ششم درهم یا دراخم کریستین سن معتقد است کلمه “پول” در زمان اشکانیان به ایران راه یافته است

که برای مهر زدن بر پول‌هایی که در میان مردم رایج و با آن معامله می‌کردند، به کار می‌رفت   سکه” نام دستگاه آهنینی بود

بعدها انرا اثر مهری خواندن که روی سکه ها حک می شد.

 

بنابراین سکه عبارت است از یک قطعه فلز به وزن معین که روی آن علامت رسمی دولت، یا یا حکومتی که عیار و وزن آن  

و ارزش آن را تعهد می‌کند، قید شده است

 

 

سکه در ایران در دوره ی هخامنشی

 

بی‌شک پیش از دولت هخامنشی و تصرف لیدی در سال ۵۶۴ قبل از میلاد ایرانیان به اختراع پول اقدام کرده و در کشور خود رواج داده بودند  

پس از سقوط لیدی به دست کوروش، “یونا” یکی از ساتراپ‌نشین‌های هخامنشی شد که در “ساردس” کارگاه ضرب سکه بود

 

و در زمان کوروش کبیر خشایارشاه و کمبوجیه در آن ضرب سکه می‌کردند. داریوش بزرگ سومین شاهنشاه هخامنشی

پذیرفته شود و در سراسر کشور اعتبار داشته باشد (۵۲۱-۴۸۵ قبل از میلاد) بر آن شد پولی ضرب کند که در همه جا

 

و بر خلاف مسکوکات قبلی فقط ارزش محلی نداشته باشد. زیرا سکه‌هایی که در آن زمان در ایران رواج داشت، هیچ‌یک از آن شاهنشاهان هخامنشی نبود.

 

نخستین سکه‌ای که از آن زمان باقی مانده سکه داریوش است که شهرت جهانی دارد. این سکه را یونانی‌ها  سکه را یونانی‌ها

کرد. سکه‌ی داریوشی از زرناب بوددریکوس” یعنی “داریوش” می‌نامند که آن را نباید با کلمه‌ی زرینه و درینه یکی تصور کرد.

 

در زمان هخامنشیان هیچ‌یک از حکام و پادشاهان محلی حق نداشتند بدون اجازه‌ی داریوش به نام خود سکه زنند، فقط اجازه داشتند با اجازه‌ی داریوش سکه‌ی نقره بزنند، چرا که ضرب سکه‌ی طلا در انحصار مرکز بود. نخستین سکه‌ی داریوش احتمالا در سال ۵۱۶ قبل از میلاد ضرب شده است.     

 

 

پس از فتح یونان به دست سپاهیان ایران و اختلاط ایران و یونان، واژه‌ی درم در ایران متداول شد که اصل آن دارشم (دراخم) یونانی است و ایرانیان آن را درم گفتند که نام پول بود و اعراب بعدها این واژه را از ایرانیان اقتباس کردند از مسکوکات دوره‌ی

دوره‌ی هخامنشی، به جز دریک شکل یا سیکل، درم؛ کرشه را می‌توان نام برد واحدهای کوچک‌تر مسکوک زر، نیم‌ستاتر و یک‌سوم‌ستاتر نامیده می‌شدند.

 

. سکه در دوره‌ی اشکانی     

 

با غلبه اسکندر بر ایران سکه‌های طلا کمیاب و از جریان خارج شد. در آن زمان دیگر در در ایران طلا ضرب نمی‌شد سلوکی‌ها

از سلوکیان از پول نقره استفاده می‌کردند..  در معاملات داخلی خود سکه‌های نقره به کار می‌بردند و اشکانیان نیز به تقلید از

 

اشکانیان از نقره و مسو مفرغ نیز سکه می‌زدند. جنس برخی از این سکه‌ها از برنج بود که روی آن لعابی از مس داده بودند

 

سکه‌های این دوره دو نوع بودند: نوع اول سکه‌ها در شهرهای یونانی‌نشین و نوع دوم در مراکزی که تحت حکمرانی مستقیم پارت‌ها بود، ضرب می‌شد

 

. مسکوکات دوره‌ی صفوی

 

 

سکه‌های عصر صفوی از طلا، نقره و مس بود. سکه‌های زمان شاه عباس “عباسی” نامیده. این سکه‌ها نخست از جنس نقره بود. هر پنجاه‌عباسی را یک “تومان می‌گفتند، که ده‌هزار دینار قیمت داشت. در این دوره مسکوک طلا وجود نداشت. فقط سکه‌های طلا را که “شاهنشاه” نام داشت، هنگام جلوس شاه بر تخت سلطنت و در جشن نوروز ضرب می‌کردند. این سکه‌ها در میان مردم رواج

نداشت و آن را اشرافی نیز می‌گفتند. علت این نام‌گذازی بهای زیاد آن‌ها بود.

 

سکه‌های رایج این دوره “غزبیگی” یا “غازبیگی” برابر پنج‌دینار یا یک‌دهم شاهی؛بیستی” معادل بیست‌دینار یا دوپنجم شاهی؛ “پول سیاه” یا “قراپول” معادل بیست‌وپنج دینار یا نیم‌شاهی؛ “شاهی” معادل پنجاه دینار؛ و “عباسی” معادل دویست دینار یا چهارشای بود. تا انتخاب ریال به منزله‌ی واحد پول در ایران، در سال ۱۳۰۸ شمسی و حتی سال‌ها بعد از آن، از این واحدهای پولی استفاده می‌شد

 

پس از صفویه نیز از این مسکوکات استفاده میکردند. در دوره‌ی نادشاه واحد پولی به نادری” وجود داشت، که ارزش آن ده‌شاهی بود

 مسکوکات دوره‌ی قاجاریه

واحد اصلی پول قاجار تومان، قران و شاهی بود. تومان واژه‌ی ترکی ایغوری است به معنی ده‌هزار که در تقسیمات لشکری هر ده‌هزار سرباز تومان و فرمانده‌ی آنها امیرتومان نامیده می‌شد تا پیش از قاجار از این واحد پولی استفاده نمی‌شد

 

دردوره مغول ده‌هزار دینار را برابر تومان می‌دانستند. کسروی یک‌تومان مغول را برابر صدهزار تومان امروز می‌داند

تونان طلا اولین بار در زمان فتحعلی‌شاه قاجار ضرب شد

وزن آن در ۱۲۲۴ قمری (۱۱۸۸ شمسی) یک‌مثقال و یک‌ششم مثقال بود. در سال ۱۲۹۸ قمری در  زمان ناصرالدین‌شاه،

وزن طلای تومان کاهش یافت و ارزش آن برابر ده‌قران نقره یا ده‌هزار دینار شد. اما سکه‌ای به نام دینار وجود نداشت

در سال ۱۳۰۸ شمسی که آحاد پول ایران تغییر کرد، تومان به معنای ده ‌ریال شد که هنوز هم این لفظ رایج است

تونان و پنج‌عباسی یا بیست‌شاهی بود. در زمان فتحعلی‌شاه، سکه‌ی نقره‌ی جدید، یعنی “قران” متداول شد، که معادل یک‌دهم

در این زمان شاهی به صورت سکه‌ی مسی در آمده بود بنابراین سه شکل سکه در ایران رایج بود: تومان‌های طلا، قران نقره و شاهی مسی. ولی رایج سکه‌های نقره بود پول رایج سکه‌های نقره بود.

 

 

مسکوکات دوره‌ی پهلوی

 

پول دوره‌ی قاجار تا اوایل دوره‌ی پهلوی رایج بود. اما طلا پشتوانه‌ی پول نبود. در سال ۱۳۰۸ شمسی طلا پشتوانه‌ی پول شد

مسکوک نقره‌ی یک‌ریالی به نمایندگی ریال طلا در کشور رایج و قران برچیده شد؛ مسکوک نقره، نیم‌ریالی، دوریالی و پنچ‌ریالی شد ریال در اصل واژه‌ی اسپانیایی است و آن نام سکه‌ی نقره‌ای رایج در آن سرزمین بود که به معنی “شاهیبه معنی “شاهی”..

 

 

است. این واژه مترداف “رویال انگلیسی ورگا لیس لاتین است که آن هم به معنای شاهی است و از ریشه “رکس یعنی شاه است. “

 

 

 

نشر اسکناس
مدیریت بانک در ایران را ایران ‌شناسان بنام نظیر هوتم شیندلر و ژوزف رابیو بر عهده داشتند. با ابتکار رابیو بانک شاهنشاهی اقدام به چاپ اسکناس‌های کوچک کرد و هم از این راه وارد زندگی روزمره مردم شد و سود سرشاری کسب کرد. شد و سود

اسکناس در آغاز قرار بود با پشتوانه‌ی طلا چاپ شود، اما بعدها با پشتوانه‌ی نقره به چاپ رسید و نیز می‌بایست پشتوانه طلا برابر هفتاد درصد اسکناس‌های در گردش باشد که بعدها به رقم پنجاه درصد و پس از آن به سی درصد تبدیل سد؛ که در حقیقت هفتاد درصد اسکناس‌ها یدون پشتوانه بود، که این کار سود سرشاری برای بانک در بر داشت. پشتوانه بود،

گذر تاریخی بر تغییرات پول کاغذی در ایران:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط |